الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
101
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
و توضيح مفاهيم مباحث و اصطلاحات و الفاظ علم توحيد است . چون كسانى كه مخاطب بودند ، به اين رشته بيشتر احتياج داشتند بلكه از اين مباحث از حضرت مولى عليه السلام پرسش مىكردند . با اين حال نمىخواهيم بگوييم كه در نهجالبلاغه بحث ادلّهء وجود خدا ديده نمىشود ( حاشا و كلّا ) زيرا در اين كتاب عظيم نيز ادلّهء خداشناسى بسيار مطرح شده است . مثلًا امام عليه السلام در ضمن بحث از اوصاف و تنزيه و تقديس و تمجيد حضرت احديّت ادلّهء خداشناسى را نيز به طور ضمنى ، به گونهاى كه ارزش آن از بحث استقلالى كمتر نيست گوشزد فرموده و براهين محكم و دلايل متقن بر وجود خدا را اقامه كردهاند . در بعضى از موارد هم اين ادلّه به طور مستقل مورد توجّه واقع شده و حتّى بر اينكه هر چيز و هر مخلوق حجّت از براى او و دليل بر هستى او مىباشد ، تصريح شده است ؛ چنان كه در خطبهء اشباح مىفرمايند : فَصارَ كُلُّ ما خَلَقَ حُجَّةً لَهُ وَ دَليلًا عَلَيهِ وَ إِن كانَ خَلقاً صامِتاً . فَحُجَّتُهُ بِالتَّدبيرِ ناطِقَةٌ وَ دَلالَتُهُ عَلَى المُبدِعِ قائِمَةٌ . « 1 » هرچه را خلق كرده حجّت از براى او و دليل بر اوست اگرچه زبان گويا نداشته باشد . پس تدبير خدا و نظام وجود او حجّت گويا بر وجود خداست و دلالت او بر وجود آفرينندهء قائم و برپاست . براهينى مثل برهان وجود ، برهان حدوث و خلق ، برهان عنايت و قصد و برهان فطرت - كه به آن اشاره گرديد و چند جمله از نهجالبلاغه راجع به آن آورده شد - و بعضى از براهين ديگر ، در نهجالبلاغه مكرّر با عبارات و الفاظ و بيانات گوناگون شرح داده شده است كه اگرچه سياق
--> ( 1 ) . نهجالبلاغه ، خطبهء 90 .